خیلی وقته دور هم جمع نشدیم
همه سرمون به زندگیمون گرمه
ساهو خیلی وقته خاکستری شده
از اون بگو بخند های قدیم توش هیچ خبری نیست
.
دلم هوای خنده های کودکی رو داره...
تو چی؟
.
بفرما قهوه...

پس از التماس های فراوان زیاد بالاخره توانستم
اهل خانه را متقاعد نموده که می توانم شام اولین میهمانی
که داماد و خانواده ی محترم به منزل ما تشریف می آورند را طبخ نمایم!!!
و خداوند خیر به مادر عزیزم بدهد که به پیشنهاد حقیر التفات ننمودی
و خود شامی در خور تهیه دیده و فقط زحمت سالاد
بر دوش "عروس" می بودندی. ![]()
و خداوند مرگ ما را الساعه برساند که خبر مرگمان
تصمیم گرفتندی که "سالاد ماکارونی" تهیه نمائیم .![]()
هوار هوار مواد اولیه را با یکدگر میکس نموده و جملگی را به ف.ا.ک عظمی دادندیم.
پلان دوم: در آشپزخانه منزل خودمان
حالت من در حین کار:
یک لنگه ی ابرو بالا
دماغ زاویه 79 درجه با افق ![]()
مدام در حال کری خوندن که
حالا خواهرش بیاد... ببینه ...چشماش بابا غوری بشه
فکر کردن چی؟
من بلد نیستم آشپزی کنم؟
هه!هه!هه...
وای چه قدر ماه شده ...
وای چه خوشمزه شده...![]()
بیاد ببینه خانمش چه ها که نکرده...
و کلی "اشعار پروین اعتصامی"(از درج الفاظ رکیک معذوریم رفقا...) ![]()
.... در نهایت سسی بسیار خوش طعم درست نوموده قاطی مخلفات کردندی
و به مدت 4 ساعت مواد را در یخچال گذاشتندی... ![]()
پلان سوم:در منزل خودمان وقت شام
با سری افراشته
گام هایی استوار
چهره ای مصمم سرشار
از فیس و افاده!!!
با کلی قر و غمزه به طرف یخچال رفته و درب ظرف را گشوده
و همان جا از پای در آمدندی .... ![]()
خداوند گیس هایمان را روی آب بیاندازد![]()
الساعه افقی شویم الهی
چشمتان روز بد نبیند ...
آنچنان همه مواد در هم گوریده و ماسیده بود
که گویی هیچ گاه از هم جدا نبوده و
به سان ارواحی در یک قالب در آمدندی ![]()
پلان چهارم: ایشالا در قبرستون
چهره ی ساده جون:
چانه ای لرزان
چشمانی پر اشک
دلشکسته و مرگ نما
و نگاه به سوی کارد آشپزخانه... . ![]()
پلان آخر:سر میز شام...
همه با خنده می فرمودند :
خوب میشه ایشالا....
خواهر شوهر با چهره ای پوشیده در ماسک دلسوزی و با چشمانی که برق خوشحالی در آن موج می زندی فرمودند:
آخی ی ی ی ی....پیداست خیلی تلاش کردی![]()
و داماد فرمودندی:
خودمونیم حیفه اینهمه مواد نبود ؟؟؟؟!!! ![]()
و ساده جان چون دسته کلنگ در جای خود خشک شدندی.... .![]()
گند زدم گند اونم به معنای واقعی .... خدایا میشه منم برم پیش رفتگان؟؟؟؟

کی لی لی لی لی لی لی .....
بزن دست قشنگه رو...
بیا وسطططططططططططططططططططط....
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ.....قرش بده....آسیابی ی ی ی ی ی...
ساده خانوم عروس شده
بابا رفقا کجائین ببینین این دختر خوشگل و ناز
و
خانم و تحصیلکرده
و هنرمند رو بردن...![]()
پاشین بیاین عروسی...![]()
یه خبر دیگه:
یکی دیگه از خر خولنگ ها هم فردا عقدشه...اگه گفتین کیه...؟![]()
![]()
![]()
شری جونم تولدت مبارک عزیزم ببخشید دیر شد...
می دونی که داشتیم نون و پنیر اون یکی خرخولنگ جان رو می گرفتیم![]()
ایشالا ۱۲۰ ساله بشی گلکم![]()
از همه به خاطر تبریک قبولی ممنون.
ایشالا عروسی بچه هاتون می جبرانیم![]()
![]()
![]()
دوستون می داریم همیشه و همه جا...

نه تو رو خدا...
اینطوری نزنین تو سر و کول هم...
نوبت به همتون می رسه
به نوبت ...تو صف بایستید...
به ترتیب یکی یه ماچ بدین برین عزیزانم...
......
قبول شدم....![]()
![]()
![]()
![]()
اونم تو یه رشته ی توپ
MBA
یوهووووووووووووووووووووووو
دیگه بر می گردم...
به خدا راست می گم
دلم واسه همتون یه ریزه شده
میام آب می اشم ایوونو...قالی ها رو می تکونم...گلدونا رو آب می دم...
دوستون دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
شلیک هوایی...
یگان ویژه...
جیغ...
فرار...
اشک...
خون...
مامانم روزت مبارک...
هر روز از آمدن خود شادند و
فقط به روز تولد خود بسنده نمی کنند.
امیدوارم ما هم از آنها باشیم.
.........
پ.ن:
متولد شدم...روز مهر در برج دو پیکر...
۲۶ سالگی ام را جشن می گیرم همراه با تو و
کمی بوی ترشی که مشامت را نمی آزارت.
تو نیز با آن خو گرفته ای ترشیده جان![]()
پ.ن:راستی اگه می خواین پرنده ی ماه تولدتونو بدونین به اینجا سر بزنین پرنده ی مسافر.
اردیبهشت تا 19 خرداد " قمری "
طبیعتا آرامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و بندرت از آن خسته می شوید . بردبار ، سازگار و در عین حال جذاب هستید.
فکر میکنین اینا در مورد من صادقه؟

"عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم"
" گردی نستردیم و غباری نفشاندیم"
می بینی؟
مقدمه ی سلام بر لبان کبوتران سبک بال جاریست...
اما من...
شرمسار و خجل ...
سرافکنده و غمگین از کرده ی خویش در پیشگاهت ایستاده ام
ماه هاست ...می آیم و از دور
خیال نازت می بویم...
عطر گیسویت می جویم...
و راه بادیه ات می پویم...
لب فرو بسته و آرام
زبان در کام سنگین
و تنها چشمانم ...با هر تپش قلبم برایت می تپند
با توام ...آری...
با خود تو که چنین مبهوت پس از ماه ها مرا می شنوی
دلم برایت لک زده
دلم برای یک خنده از سر شوق
یک بغل سادگی
یک دنیا نور
یک لحظه کودکی
دلم برای تمامی با تو بودن لک زده
برای باز گشت به روزگار سر خوشی رخصت می دهی؟
.............
پ.ن:کامنت دانی باعث شد که ما باز گردیم.
چشمام چنان با ولع هر جملتون رو می بلعیدن که انگار می ترسیدن
دیگه وقتی برای خوندن نداشته باشن.
به هر حال ..."تو" منظورم با همتونه ...![]()
دلم براتون خیلی تنگ شده...
تو رو خدا بیاین دوباره از نو شروع کنیم.![]()
بذاریم صدای خندمون گوش شیطونی که می خواد گریه کنیمو کر کنه...![]()
برای یه لبخند ساده رخصت می دین؟![]()
پ.ن: "تو" منظورم خود توست...شک نکن![]()
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد ابد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون گشت زهر
بانگ نوش شاد خواران یاد باد
گر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
......

از همه به خاطر جواب ندادن به کامنت های محبت آمیزشون عذز می خوام
دلم واستون خیلی تنگ شده .![]()
یکم سرم خلوت بشه ....با تریلی بر می گردم![]()
![]()
....
جانم؟
کیه؟
چی بگم والا؟!!!
نوشتنم نمی یاد...![]()
یعنی می یادا...اما اصلا نمی تونم تمرکز کنم...![]()
..............
جو گیر شده ایم ...و در حال نشخوار کتابهایمان می باشیم![]()
اندک زمانی نخواهیم نوشت...
(می دونم نمی تونین بدون نوشته هام زندگی کنین...ا
ما خوب یه چند وقتی با آرشیو پر محتوام!!! سر کنید تا بیام).![]()
.....
نمی تونم مثل این با کلاس ها (اصلا منظورم سما نیستا
)کامنت دونی رو ببندم
دلم تنگ می شه ...تو کامنت دونی می چتیم مثل همیشه![]()
اما فعلا از" ابول "و "راجا" و "یوسی" و ... خبری نیست![]()
جملگی درون قوطی رفته و ساده جان بسی مثبت !!! گشته می باشد همی![]()
.....
خداوندا...
بار الها...
این جماعت خر خولنگ را در سایه ی لطف و کرمت از هر بدی !!!
مصون بدار
آمین...
دوستون دارم....![]()
![]()

"بسم رب المغضوبین"
با سلام و صلوات بر روح پر فتوح آقا...(ره)
.....
پیرو درخواست عاجزانه ی "ساده" از هم مسجدی های دنیای مجازی ،
من باب برگزاری مجالس ادعیه و send نمودن نذورات و صدقات برای
امر مذکور( "ابولی")جوابیه هایی دریافت نمودیم، بس قابل تعمق و تامل!
در هزارتوی نظرات سروران، به این مهم دست یازدیم که ساده تا شما را دارد،
دشمن نمی خواهد همی...
(یک کلمه گفتم دعا کنین "ابول" منو نشناخته باشه
...خدا وکیلی این بود جوابش؟؟؟)![]()
متوهم:
من ميام بهش ميگم كه تو همون ارازلي هستي كه پروو بازي در آوردي !
ساده:
"ارازل" جمع می باشد، اما ساده مفرده می باشد.IQ))!![]()
سعید:
چیزمال بدید من اشکام داره میاد از خنده.
ساده:
اشک نریز تو رو خدا...دلم ریش شد...بفرما چیزمال!!! ![]()
دوست:
الدعا : خدایا، بارپرودگارا، در IQ انسانهادر این شبهای مقدس،
تجدید نظری بفرمای به حق جود و کرمت.آمین یا رب العالمین.
در غیر این صورت ، مبارکها باشه.
تمام صدمات من از دشمنی است به نام "ساده"
(این گفته های لجم بود . من نبودم).
برم یه دو رکعت نماز هم بخونم شاید فرشته ها
بیشتر حواسشون به تو "ساده " باشه
ساده:
این در غیر این صورت مبارکا باشه چی شد بالاخره؟![]()
ایمان(قارچی):
.....
ساده:
نگم بهتره!!!![]()
بابا بهزاد:
فرض کن چند روز بعد یه خانم چادری با یه دسته گل و شیرینی و
دو تا چادری دیگه و یه شازده گل به سر میومدن خونتون واسه امر خیر ،
حالا آقا داماد کی باشن ، حضرت آقای ابول خان....!
ساده:
فرض کن به جای دسته گل...با "دسته" گل اومده باشه...
فقط فرض کن.....!![]()
احسان(کاروانسرا دار):
حالا دعا کن یارو سالم باشه لا اقل!!!! معلول و اینا باشه چی؟
اگه جای چیزش چیز باشه چی؟ !!!! وااااای فکرشم دردناکه!!!
برو چیزتو ببند به امامزاده ای ... گلدسته ای ... بلکه خطر از سرت بگذره
ساده:
من الان بالای منار خودمو بستم.می گن اونجا بیشتر حاجت می ده![]()
الی جیک جیکو:
من برات یکی از این قرصارو انتخاب میکنم ...
ساده:
یواش باشه لطفا... ![]()
مادر عروس:
از قديم و نديم گفتن: بيخي تا كامي ( بي خيال باش تا كامروا گردي)
ساده:
کامی؟؟؟
کامی کیه؟میگم رسول...ای بابا...!![]()
داش مری:
در نامیدی بسی امید است ×××××× وانگهی دریا شود
ساده:
آره داداش...دریا شد...منتها زیر پام...![]()
اسی سوزوکی:
![]()
ساده:
مرگ!!!
آوا:
وای من از ابولی خوشم اومده
از شوهر آینده ام چه خبر داری؟
الله اکبر!!!! این ابولی همچنان بی همسر باقی مونده که !!!!!
ساده:
از قدیم گفتن:چراغی که به خونه رواست
به مسجد حرومه...
پاتو از عشقولی من بکش بیرون![]()
۶۶۶ ولت:
دهنو باز کن!
میخوام بیام تو کارت...!!!
ساده:
سلامت باشین...
ای بابا ...شرمنده می فرمائین![]()
امیر:
ایشالاه که شناختت...
امیدوارم خدا به راه راست کجت کنه
ساده:
امان از تجربه...![]()
طراوت:
ول کن !
فوقش هم شناخته باشه .
می ارزه !
ساده:
چشم
ولش کردم![]()
هاله:
یک عدد ساده از تاریخ 17/6/87 توسط ابولی خورده شده....
از ابولی عزیز خواهشمند است ‘ لباسها و جواهرآلات ایشان
را به آدرس وبلاگ بنده پست نمایند....
ساده:
ابولی هنوز ما را نخورده...شما ما را تیکه پاره نمودید جانا...![]()
آبستنیوس:
بختت وا شد دختر
ساده:
بله ...وا شد...!![]()
سار:
خیلی خوب بود رفیق...
ساده:
بلی...خوب بود...جای عزیزان سبز![]()
باران بهاری عشق:
زیبا بود...
ساده:
عمت زیبا بود...نفله![]()
کدخدا:
خدا ان شاءلله شما را با همان برادران بسیجی مشهور فرماید
که رستگاری تان در همین است
ساده:
جون من؟؟؟ از کی تا حالا؟![]()
خل دیوونه:
تو نابغه ای با این ذوق ظنز آلود..
ساده:
کاش همه مثل تو منو می فهمیدن مهربون جونم![]()
.....
اما از آنجا که گفته اند به دعای "گربه تپل ها" بارون نمی یاد!
جناب "ابول خان جان" ، ساده جان را نشناختند ...هیچ.
کلی هم از ظاهر شایسته و اسیدیه ساده جان محظوظ گشته
آبی از دهان پر کف و معطرشان جاری شده
از خانم مدیر آمار ما را گرفته بودندی....![]()
تا کور شود هر آنکه ...حسود هرگز نمیرد آنکه دلش با ماست...![]()

چهره ی ابول پس از مشاهده ی ساده جون....
پ.ن:"خر خولنگ های یک و دو "و سایر عزیزان که نام "آن ها برده نشد...رای ممتنع دادندی

